
«السُّنة» و «أَهْلُ السُّنَّةِ» بودن و «الجَمَاعَة» و «أَهْلُ الجَمَاعَة» بودن، احکام و وظایف (پاسخ به سوالات)
س۴۰: من یک شافعی مذهب از کوردستان 1 هستم و واقعاً اگر یک اهل سنت غیر کورد هم به میان ما بیاید می داند که این 1 1 و این فرهنگ سکولاریستی چه بر سر عقاید و فرهنگ و اخلاق اسلامی ما آورده است، این سکولاریستها ملت ما را به لجن کشیده اند و با نصیحت فردی و حتی با نصیحت جماعتها و حزبهای اسلامی هم نمی 1 جلو این مفسدین را گرفت و حتماً به قدرت 1 نیاز هست اما بسیاری از کسانی که خودشان را آگاه به مسائل عقیدتی و منهجی می دانند کنار کشیده اند و نظاره گر شده اند و مشتی انسان ناکارآمد و گاه جاهل به شریعت و حتی سکولار در بعضی از جاهای حساس قدرت قرار گرفته اند آیا در چنین شرایطی کسی مثل من می تواند در 1 1 حکومتی ایران که با این احزاب سکولار می 1 1 کند یا فقط کار معلمی و کارمندی و پیمانکاری و غیره صحیح است؟
ج: چنانچه شما با عبور از شبهات «الْأَئِمَّةَ الْمُضِلِّينَ»[۱] و « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ»[۲] و «الرُّوَيْبِضَة»[۳] و «عُلَمَاءِ السَّوْءِ» به این درجه از شناخت رسیده باشید که :
در چنین حالتی بعد از ایمان و نماز، بزرگترین فرض عین، اهل جماعت شدن و جهاد در زیر پرچم واحد این جماعت واحد و تقویت و مراقبت و دفاع و محافظت از این دارالاسلام به عنوان سپر اصلی است تا زمانی که باذن الله بتوانیم این بدعتِ حکومتِ ۱- بدیل ۲- اضطراری ۳- اسلامی را به تدریج اصلاح و ارتقاء داده تا به درجه ی مطلوب ما یعنی سنتِ «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»[۱۰] تکامل پیدا کند.
پس در وضع موجود، با وجود:
در چنین وضعیتی که :
حتی گفتن این سخن که : «پیوستن به جماعت و «اهل جماعت شدن» و دوری از تفرق و تقویت و محافظت از این جماعت با مشارکت در تمام نهادها و ارگانهای حکومتی و مردم نهاد دارالاسلام یک وظیفه است» جرئت و شهامتی می خواهد که تنها از عهده ی غرباء و مومنین آگاهِ صادق و مخلصی مثل امام احمد بن حنبل و ابن تیمیه و امثالهم بر می آید.
غربائی که قبل از آن کفر به طاغوت کرده باشند، که در واقع، کفر به طاغوت کفر به شیطان و کفر به تمام «کفار۵گانه» ی آشکار۱- الَّذِينَ هَادُوا(یهودیها) 2- وَالصَّابِئِينَ (مندائیان) 3- وَالنَّصَارَىٰ (مسیحی ها) 4- وَالْمَجُوسَ (زرتشتی ها) ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (مشرکین یا احزاب یا به زبان امروزین سکولاریستها) است و بعد از آن به جایگاه و اهمیت «اهل جماعت» شدن و پرهیز از فرقه بازی و «قتال الفتنه» و میزان خطر کفار پنج گانه ی آشکار و دارودسته ی منافقین داخلی بر مومنین و اهل جماعت آگاهی شرعی لازم و کافی داشته باشند.
اگر هر مومنی با کفر به طاغوت و سپس با ایمان به الله «اطاعت» خودش را از این طاغوتها و حاکمیت و قوانین این طاغوتها گرفته باشد و این «اطاعت» را به الله و قوانین شریعت الله و جماعت تولید شده توسط دارالاسلام داده باشد و «اهل جماعت» شده باشد و به این شکل «۴ معنی و مفهوم دین» (۱- قدرت حکومتی ۲- قانون وب رنامه ۳- اطاعت و فرمانبرداری ۴- مجازات و پاداش) را به الله داده و دینش را برای الله خالص کرده باشد باید بر اساس ۱- توانائی ۲- و تخصصی که دارد با جان و مال و زبانش حداقل در جهاد سه گانه ی با سکولاریستهای مهاجمی که تا سر سفره های ما و داخل خانواده های ما نفوذ کرده اند بر اساس امر رسول الله صلی الله علیه وسلم مبنی بر: «جَاهِدُوا الْمُشْرِكِينَ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَأَلْسِنَتِكُمْ»[۱۱] با مال و جان و زبان در جهاد بر علیه سکولاریستها مشارکت داشته باشد که بخش زیادی از این جهاد تنها از کانال جماعتی واحد با رهبریتی واحد و با «اهل جماعت» شدن صورت می گیرد.
علاوه بر این، برای از بین بردن این منکرات متنوع و رنگارنگ عقیدتی (نظری) و عملی (ظاهری) که وجود دارند باید در تبلیغ صحیح شریعت الله بر اساس اولویات شریعت و جنگ روانی و مسلحانه ی موجود مشارکت داشته باشد هر چند که در حد «بَلِّغُوا عَنِّي وَلَوْ آيَةً»[۱۲] با رساندن یک آیه یا یک مساله ی شرعی باشد؛ یا در جنگ زبانی و تبلیغی و روانی، بیان یکی از مفاسد اخلاقی و رفتاری سکولاریستهای موجود باشد که هزاران هزار مفسده ی رفتاری و اختلاقی و عقیدتی دارند، چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد سکولاریستهای قریش می فرمود:«اهْجُوا قُرَيْشًا، فَإِنَّهُ أَشَدُّ عَلَيْهم مِنْ رَشْق النَّبْلِ»[۱۳] به هجو قريش بپردازيد که هجو آنان از تيراندازی برای آنان دشوارتر و گران تر است.
پس هم اکنون در دارالاسلام و دارالکفرهای سکولار «هر گونه مشارکتی» در نهادهای مختلف حکومتی، منجر به تقویت حاکمیت بر این سرزمینها می شود و فرق ندارد شخص در بخش اقتصادی فعالیت داشته باشد یا در بخش علمی و پزشکی و صنعتی و امنیتی و نظامی و تبلیغی و فرهنگی و غیره. به همین دلیل امام ابن حزم می گوید حتی اگر شخص در دارالکفرها به کفار محارب خدمتی برساند یا برای این کفار محارب کتابت هم بکند که منجر بهپشتیبانی کفار برعلیه مسلمین شود چنین شخصی کافری است مثل همان کفار.[۱۴]
نمونه های حاطب ابن ابی بلتعه رضی الله عنه[۱۵]که از سابقون الاولون بود و عباس عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم که هنگام اسارت به وی فرمود: فَأَمَّا ظَاهِرًا مِنْكَ فَكَانَ عَلَيْنَا؛[۱۶] نشان می دهند که تقیه در حالت اجبار و اکراه هم تنها در زبان است، نه در عمل و مشارکت در هر گونه امر حکومتی کفار سکولار.
مسلمان اگر در دارالکفری سکولار باشد و در یکی از نهادهای این دارالکفر سکولار فعالیت کند و یا در ارتش و نهادهای امنیتی و … این کفار سکولار در تحکیم و تطبیق قوانین کفری آنها و یا بر علیه مومنین مشارکت کند از او برائت می شود همچنانکه از سایر مشرکین یا احزاب یا به زبان امروزین از سایر سکولاریستها برائت می شود.
در این صورت بسیار مهم است که شما بر اساس مذهبی که دارید، سرزمینی را دارالاسلام می دانید یا دارالکفر؟ بر اساس این نگرشِ مذهبِ شما، سایر اعمال شما نیز به صورت خودکار و اتوماتیک وار توسط شریعت و فقه همان مذهبی که به آن پایبند هستی مشخص شده اند:
الله تعالی در مورد این صفت خاصِ نظاره گر بودن دارودسته ی منافقین می فرماید: وَإِنْ يَأْتِ الْأَحْزَابُ يَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ يَسْأَلُونَ عَنْ أَنْبَائِكُمْ ۖ (احزاب/۲۰) و اگر آن احزاب (=مشرکین= سکولاریستها) بار دیگر بر علیه دارالاسلام لشکر کشند و برگردند باز منافقان آرزوشان این است که در میان اعراب بادیه (صحرا نشینان و کوه و کمر نشینان، از جنگ آسوده و برکنار) باشند و از اخبار جنگی شما جویا شوند.
به همین شکل، در دارالاسلام، در صورت آگاهی و علم، و با وجود اینهمه تهاجمات بی سابقه ی نظامی و روانی کفار اصلی و مرتدین بومی و دارودسته ی منافقین داخلی بر علیه دارالاسلام و اهل جماعت و اهل دعوت و جهاد، غیر از معذورین، مسلمانِ مومنِ نظاره گر و بی طرف وجود ندارد و تنها دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها هستند که در جنگ همه جانبه ی کفار سکولار بر علیه مومنین و دارالاسلام تنها از دور تماشاچی و نظاره گر هستند، و می بینیم با ساخت انواع ضرارها و برگذاری کلاسهای تخریبی توجیهی زیر زمینی یا آشکار برای مریدانشان، یاری مومنین و دارالاسلام را ترک می کنند، و همیشه تمایل دارند مومنین را در برابر کفار تنها بگذارند و حتی در جنگ روانی موجود اکثراً به عنوان ستون پنجم دشمن و بخشی از سربازان جنگ روانی دشمن عمل می کنند و دوست دارند کفار سکولار را بر علیه مسلمین یاری دهند و دوست دارند کفار سکولار و بخصوص احزاب سکولار محلی و هم زبانشان بر دارالاسلام پیروز شوند.
در اینجا واضح است که در صورت تشکیل دارالاسلام و وجود جنگی روانی و تبلیغی یا مسلحانه بین دارالاسلام با دارالکفرها، برای یک مسلمان با دارالاسلام بودن یا نبودن «محک و معیارِ» مومن بودن یا جزو دارودسته ی منافقین شدن است؛ و مذهب اسلامی حاکم بر این دارالاسلام نیز باعث نمی شود این دارالاسلام به خاطر مذهب اسلامی اش از «محک و معیار» بودن بیافتد، همچنانکه مصرِ تحت حاکمیت فاطمیون شیعه اسماعیلیِ اهل بدعت که امثال شیرکوه و صلاح الدین ایوبی شافعی مذهب در برابر تهاجمات نصرانی ها در جنگهای صلبی به یاری آن شتافتند باعث نشد «محک و معیار» بودن آن حذف شود، یا برای کسانی مثل ماموستا ابوسید قطب کریکارِ سنی مذهب امری بدیهی است که در صورت وقوع جنگِ هر یک از کفار سکولار با دارالاسلام ایران که این دارالاسلام هم بر اساس قوانین شیعیان جعفری اداره می شود، خودش و شاگردانش را در صف و جبهه ی دارالاسلام ایران بر علیه صف و جبهه ی کفار جهانی و منطقه ای و محلی قرار دهد، هر چند از سوی مقلدین تفکرات نجدیت و پیروان احزاب سکولار و مرتد محلی به این دلیل و به دلیل مشروع دانستن سربازی برای دارالاسلام ایران مورد انواع برچسبها و اتهامات توخالی و غیر شرعی قرار گرفت و حتی به دلیل این واکنش شرعی اش توسط پیروان نجدیت هم تکفیرشد.
برادر یا خواهر گرامیم که از کردستان شافعی مذهب این سوال را پرسیده ای: این منهج صحیح اهل سنت و جماعة در چگونگی برخورد با دارالاسلام به عنوان نماد عینی الجماعة، و تقویت و پشتیبانی و محافظت از این دارالاسلام و الجماعة به عنوان تنها سپر اهل دعوت و جهاد در برابر کفار سکولار مهاجم خارجی و مرتدین سکولار محلی است، صرفنظر از مذهب و تفسیر اسلامی که دارد، بخصوص زمانی که این دارالاسلام و الجماعة و همه ی ما در معرض تهاجم کفار آشکار خارجی و کفار پنهان داخلی و دارودسته ی فریب خورده ی آنها از میان مسلمین و اهل تفرق قرار گرفته باشیم؛ و فرقی هم ندارد شما در بخش رسانه ای و جنگ روانی و تبلیغی این دارالاسلام فعالیت دارید یا در بخش آموزشی و خدماتی و بهداشتی و صنعتی و امنیتی و نظامی و ورزشی و اقتصادی و راهنمای و رانندگی و مدیریتی و تفریحی و … آن که، همگی به نحوی منجر به تقویت و حمایت و پشتیبانی و محافظت از این دارالاسلام می شوند و شخص مومن باید در دارالاسلام و در جماعت مومنین در آنچه که بر اساس شریعت الله است اطاعت خودش را به حاکمیت و قوانین دارالاسلام بدهد و این فرق دارد با دارالکفرهای سکولار که از اساس باید از خودشان و حاکمیت و قوانینشان برائت کرد و از اساس از خوب و بدشان دوری و برائت کرد.
امام مسلم نیشابوری و دیگران نقل می کنند عبدالله بن عَمرو بعد از آنکه حدیث صحیح «مَنْ بَايَعَ إِمَامًا، فَأَعْطَاهُ صَفْقَةَ يَدِهِ وَثَمَرَةَ قَلْبِهِ، فَلْيُطِعْهُ إِنِ اسْتَطَاعَ، فَإِنْ جَاءَ آخَرُ يُنَازِعُهُ فَاضْرِبُوا عُنُقَ الآخَرِ» عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَبْدِ رَبِّ الْكَعْبَةِ به او می گوید: این پسر عمویت معاویة به ما دستور می دهد تا اموالمان را به باطل بخوریم و خودمان را بکشیم و الله در قرآن می گوید : يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَأۡكُلُوٓاْ أَمۡوَٰلَكُم بَيۡنَكُم بِٱلۡبَٰطِلِ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَٰرَةً عَن تَرَاضٖ مِّنكُمۡۚ وَلَا تَقۡتُلُوٓاْ أَنفُسَكُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِكُمۡ رَحِيمٗا (نساء/۲۹) ای کسانی که ایمان آوردهاید! اموال همدیگر را به ناحق ( یعنی از راههای نامشروعی همچون: دزدی، خیانت، غصب، ربا، قمار، و . . . ) نخورید مگر این که (تصرّف شما در اموال دیگران از طریق) داد و ستدی باشد که از رضایت (باطنی دو طرف) سرچشمه بگیرد، و خودکشی مکنید و خون همدیگر را نریزید. بیگمان الله (پیوسته) نسبت به شما مهربان بوده (و خواهد بود). عبد الله بن عَمرو مدتی ساکت شد و سپس گفت: أَطِعْهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ، وَاعْصِهِ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ؛[۱۸] از او (معاویة) در مواردی که اطاعت از الله است، اطاعت کن و در مواردی که معصیت و نافرمانی الله است از او نافرمانی کن.
این قاعده ای اصلی در چگونگی برخورد با نظام حکومتی بر دارالاسلام و تمام مخلوقات است که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لا طَاعَةَ في مَعْصِيَةٍ.[۱۹]یا می فرماید: السَّمْعُ والطَّاعَةُ علَى المَرْءِ المُسْلِمِ فِيما أحَبَّ وكَرِهَ، ما لَمْ يُؤْمَرْ بمَعْصِيَةٍ، فإذا أُمِرَ بمَعْصِيَةٍ فلا سَمْعَ ولا طاعَةَ.[۲۰] بر شخص مسلمان حرف شنوی و اطاعت در اموری که دوست دارد یا از آن کراهت دارد و بدش می آید، وظیفه و حقی است بر گردنش، تا زمانی که به معصیت امر نشده است. زمانی که به معصیت امر شد، نه حرف شنوی کند و نه اطاعت کند.پس: فَلَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ[۲۱]. اطاعتی از مخلوق در سرپیچی و گناه از دستورات الله وجود ندارد.
در پایان این مساله ی بسیار حیاتی و استراتژیک و اصولی را هم یادآوری و به کرات تکرار کنیم که تمام فعالیتهای ما در مناطق شافعی و حنفی و حنبلی و زیدی نشین ایران ابتدا نفعش به خودمان می رسد، و برای خودمان است، و ضربه خوردن این دارالاسلام که همچون سپری از ما در برابر کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد خائن محلی محافظت می کند ضربه خوردن خود ماست. چون همه می دانیم با ضربه خوردن این دارالاسلام حاکمیتی بر اساس فقه شافعی یا حنفی یا حنبلی یا مالکی یا سایر مذاهب و فرق و تفاسیر اسلامی بر این کشور به وجود نمی آید، بلکه دارالاسلام و جماعتی که باید اهل آن باشیم به کلی از بین می رود و حاکمیت در اختیار کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مرتد محلی قرار خواهد گرفت و دارالکفری طاری به وجود می آید که همه ی ما و تمام سرزمینهای مسلمان نشین تجربیاتی از کارنامه ی پر از جنایت و خیانت و پستی و انواع مفاسد اخلاقی و رفتاری این کفار سکولار خارجی و مرتدین سکولار داخلی را در تاریخ سرزمین خود و حتی در داخل خانواده های خود داریم.
سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ، أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
[۱] ابی داود (۴۲۵۲) ، والترمذي (۲۲۲۹) إِنَّمَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي الْأَئِمَّةَ الْمُضِلِّينَ
برچسب:
نویسنده: کیان یزدانی